مقدمه :

انسان ها در محیطی که زندگی می کنند از شرایطی برخوردار است ، اوضاع اقتصادی ،‌ فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی ،‌ امنیتی و ... از جمله مواردی است که برای زندگی ، دوام و بقا آدمی تاثیر گذارند ، شناخت این پدیده ها به زندگی مطلوب و آرمان های بشری کمک می کند ، یکی از این پدیده ها که در حوزه سیاست ارزیابی می شود دشمن شناسی است ، یکی ازراه های پیروزی و موفقیت آدمی شناخت دشمن است ، بطور طبیعی انسان تا آنجایی که دشمن را مورد بررسی و شناخت قرار داده به مقابله و دفع آن کوشیده و به موفقیت های چشمگیری دست یافته است اما متاسفانه همین انسا ن گاهی اوقات بر اثر عدم شناخت و بی تدبیری و سهل انگاری ضربه های فراوان و بعضا جبران ناپذیری از دشمن ناشناخته خود خورده است .


مقدمه :

انسان ها در محیطی که زندگی می کنند از شرایطی برخوردار است ، اوضاع اقتصادی ،‌ فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی ،‌ امنیتی و ... از جمله مواردی است که برای زندگی ، دوام و بقا آدمی تاثیر گذارند ، شناخت این پدیده ها به زندگی مطلوب و آرمان های بشری کمک می کند ، یکی از این پدیده ها که در حوزه سیاست ارزیابی می شود دشمن شناسی است ، یکی ازراه های پیروزی و موفقیت آدمی شناخت دشمن است ، بطور طبیعی انسان تا آنجایی که دشمن را مورد بررسی و شناخت قرار داده به مقابله و دفع آن کوشیده و به موفقیت های چشمگیری دست یافته است اما متاسفانه همین انسا ن گاهی اوقات بر اثر عدم شناخت و بی تدبیری و سهل انگاری ضربه های فراوان و بعضا جبران ناپذیری از دشمن ناشناخته خود خورده است .

دشمن شناسی و همه ابعاد رفتاری دشمن در تمام میدان ها از مسائل اساسی و مهمی به شمار می رود که به انسان اطلاعات ، آگاهی ،‌بینش و بصیرت می بخشد تا در راه رسیدن به هدف ، دوست و دشمن خود را تشخیص دهد . لذا ائمه اطهار (س) همیشه انسان ها را به این مهم ترغیب کرده و از او خواسته اند تا دشمنان خود را بشناسند ، برماست تا با بکار بستن سیره عملی ائمه اطهار (س) و پیروی از فرامین گهر بار آن عزیزان گام های موثری در مسیر پر فراز و نشیب دشمن شناسی برداریم . در این مقاله کوتاه بر آنیم تا گامی در مسیر شناخت دشمن برداریم ، در واقع هدف معرفی دشمن برای توجه به نقشه ها و حیله های آنان و غافل نشدن از این مکرهاست . امیدواریم خداوند شر دشمنان بویژه دشمنان این آب و خاک را به خودشان برگرداند .

 

 

حضرت علی (ع) و دشمنان

مولای متقیان حضرت علی (ع) در زمینه دشمن شناسی بر  سایر اولیاء الهی ممتاز است . ایشان با کسانی روبرو بودند که سابقه درخشانی در خدمت به اسلام ، پیامبر (ص) و مسلمانان داشتند ، اهل عبادت و تقوا ، تلاوت قرآن ،‌ شب زنده داری و مبارزه و مجاهدت بودند ، در رکاب پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) بودند ، در همه جنگ های اسلام شرکت داشتند برخی از آنها بدنشان مجروح شده بود ، با این همه از هوای نفس پیروی کردند ، از روح مکتب بی خبر بودند ، به دنیا و متعلقات آن دل بستند و همین امور ، زمینه ساز مقابله آنان با حکومت عدل علوی شده بود این ویژگی حضرت علی (ع) را در تبیین و شناخت لازم از دشمن تیزبین کرده بود ، بنابراین ما بدون علی (ع) نمی توانیم به عرصه دشمن شناسی وارد شویم ، باید از کلام گهر بار آن الگوی عدالت بهره ببریم تا در زمره اهل بصیرت قرار بگیریم . آن امام همام می فرماید : کسی که از دشمن غفلت کند ، حیله ها و کید های دشمن بیدارش خواهد ساخت ( سیره سیاسی امام علی صفحه 170 )

دقت و تأمل در این فرمایش مولی الموحدین علی (ع) برای همه ما لازم و ضروری است ، همه باید بدانیم که دشمن کیست ؟ و با دشمنان متعددی با انواع و اقسام نیرنگ ها روبرو هستیم که البته هر کدام راهکار مقابله خود را می طلبند .

دشمن شناسی در نهج البلاغه

حضرت علی(ع) در نهج البلاغه شناخت دشمن را رمز بینش معرفی می کند و می فرماید:

واعلموا انکم لن تعرفوا الرشد، حتی تعرفوا الذی ترکه ولن تأخذوا بمیثاق الکتاب حتی تعرفوا الذی نقضه و لن تمسکوا به حتی تعرفوا الذی نبذه...؛

«و بدانید که رشد نمی یابید مگر که ترک کنندگان آن را بشناسید و هرگز به کتاب خدا چنگ نمی زنید، مگر که فروفکننده آن را چنانکه باید، شناخته باشید.»علی(ع) ماهیت دشمنان اسلام را چنین معرفی می کند:«به بالادست خود نافرمان، به زیردست، ستم کننده، و با ستمکار هم دست اند.»

آن حضرت درباره مکر و حیله دشمن می فرماید:

«کن للعدو المکاتم أشد حذراً منک للعدو المبارز»

«از دشمن پنهان بیشتر از دشمن آشکار برحذر باش»

نیز در جای دیگر به عدم غفلت از دشمن و پرهیز از کوچک شمردن آن سفارش کرده و می فرماید:«لا تستصغرن عدواً و ن ضعف»«هرگز دشمنی را کوچک مشمار، هرچند ضعیف باشد».

همچنین می فرماید: «آفه القوی استضعاف الخصم»«آفت قدرتمند، ضعیف شمردن دشمن است.»

حضرت امام جواد(ع) نیز یکی از ارکان مهم دفاع را شناخت دقیق دشمن می داند و می فرماید:«من لم یعرف الموارد اعتیه المصادر»«کسی که نقشه ها و مواضع کلیدی دشمن را نشناسد، در رسیدن به هدف عاجز است.»

از این احادیث و رهنمودها درمی یابیم، که یکی از اساسی ترین عوامل پیروزی، شناخت دشمن است. بررسی انقلاب های توحیدی نشان می دهد که رهبران این انقلاب ها برای ایجاد انقلاب در جامعه ابتدا چهره دشمنان را شناسایی و سپس مبارزات علنی خود را شروع کردند.

از مباحث مهم در سیره امام علی(ع)، رفتار حضرت با دشمنان است.این بحث، هم از جهت دشمن شناسی و هم شیوه درست برخورد با دشمن را می آموزاند. امام علی(ع) با دشمنانی مواجه بود که پیامبر(ص)با این نوع دشمن مواجه نبود. پیامبر با کسانی مقابله کرد که با گفتار و رفتار خود زنده بادبت!! می گفتند اما امام علی(ع) با کسانی رو به رو بود که سابقه درخشانی در خدمت به اسلام داشتند! اهل عبادت و قرآن و شب زنده داری بودند; با این همه از روح مکتب بی خبر بوده و همین امور، زمینه ساز مقابله آنان با حکومت عدالت گستر مولا علی(ع)شد. امام علی(ع) در حقیقت با نفاق پنهان مواجه بود و پرواضح است که برخورد با این دشمن به مراتب سخت تر از برخورد با کفر آشکاراست. بر این اساس است که امام علی(ع) برخورد با دشمنانی این چنین را از مفاخر خود برمی شمرد: «ایها الناس فانی فقات عین الفتنه و لم یکن لیجتری ء علیها احد غیری بعد ان ماج غیهبها واشتد کلبها; مردم! این من بودم که چشم فتنه را درآوردم و کسی جز من جرات بر آن نداشت بعد از آن که امواج فتنه همه جاگسترده بود و هاری آن فزونی یافته بود.»حکومت حدودا پنج ساله امیر مؤمنان علی(ع) با سه جریان مخالف مواجه بود: 1- جاه طلبان و مقام پرستان که در خط مقدم بیعت کنندگان بامولا علی(ع) بودند و امید آن داشتند که از این راه بتوانند به دنیایی آباد و مقام و ریاستی که در پی آن بودند برسند، اما پس از آن که امام علی(ع) به حکومت رسید و ارزش های الهی را به جای ارزش های پوسیده جاهلی نهاد، از حکومت حضرتش مایوس شده و شروع به مخالفت با آن نموده و علیه حکومت اسلامی امام علی(ع) شورش کردند نام این گروه در تاریخ اسلام «ناکثین » -پیمان شکنان می باشد. 2- ظالمانی که از حکومت پیشین بهره ها می بردند، دزدی ها وغارت گری ها می نمودند و از این راه اموال فراوانی به هم زده بودند و با سر کار آمدن حکومت عدل از این غارت گری ها ممنوع گشته و به شدت با ستم آنان مبارزه شد. نام این گروه در تاریخ اسلام «قاسطین » است. «قسط » هم به معنای عدالت و هم به معنای ظلم و عدول از حق آمده است. راغب در مفردات می گوید:«قسط به معنی سهم و نصیب است و هرگاه سهم و نصیب دیگری گرفته شود، قسط به آن گفته می شود و این مصداق ظلم است. 3- کوته فکران و متحجرانی که فقط ظاهری از دین را دیده بودندو حقیقت آن را نفهمیده بودند و به شدت بر عقیده باطل خوداستوار بودند. اینان نیز سر شورش بر حکومت مولا علی(ع)برآوردند. نام این گروه «مارقین » است و نام دیگرشان خوارج که بعد از داستان حکمین، در صفین بر ضد امام برخاستند و پرچم مخالفت را برافراشتند. این واژه، از ماده «مروق » به معنای پرش تیر از کمان است گویی آنها قبلا در دایره حق بودند ولی به خاطر تحجر و نادانی و خودخواهی از مفاهیم اسلامی و تعلیمات آن به دور افتادند. این سه جریان مخالف را پیامبر گرامی اسلام(ص) در سخنان خود به صراحت پیش بینی فرموده بود: ابو ایوب انصاری گوید: «امر رسول الله(ص) علی بن ابی طالب(ع) بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین; پیامبر اکرم(ص) به علی(ع) دستور داد که با سه گروه ناکثین و قاسطین و مارقین پیکار کند.» خود حضرت نیز در خطبه شقشقیه با همین نام مخالفین خود را نام برده است: «فلما نهضت بالامر نکثت طائفه و مرقت اخری و قسط آخرون...; هنگامی که قیام به امر خلافت کردم جمعی پیمان خود را شکستند و گروهی به بهانه ای واهی سر از اطاعتم پیچیدند و از دین خدا بیرون پریدندو دسته دیگری راه ظلم و طغیان را پیش گرفتند.» تحلیل و بررسی عملکرد این سه جریان مخالف و موضع امام علی(ع) در برابر آنها;نقش ارزنده ای در آگاهی امت اسلامی ما از جریان های مخالف نظام ونیز الهام بخش نحوه برخورد با آنان خواهد بود. به یاری خداوند، بر آنیم که به تحلیل این سه جریان مخالف ازدیدگاه مولا علی(ع) بپردازیم. در این مقاله به عنوان مدخل، بحثی پیرامون دشمن شناسی از دیدگاه مولی تقدیم می داریم.

دشمن شناسی

از اساسی ترین شرایط موفقیت در تمامی عرصه ها، شناخت دشمن است. در عرصه طبیعی، آدمی تا آن جا که دشمن را شناخته در دفع آن کوشیده و به موفقیت دست یافته است، ولی همین انسان ضربه های فراوانی از دشمن ناشناخته خود خورده است. به عنوان نمونه انسان از زمانی که دشمنی به نام میکرب را شناخت به آسانی توانست در پی دفع آن برآید و همو چون نتوانسته است سرطان رابشناسد هر روز قربانی های فراوانی در این عرصه می دهد. در عرصه مسائل سیاسی و اجتماعی نیز شناخت دشمن نقش مهم وکلیدی دارد. بر این اساس است که بخش عظیمی از آیات قرآن مربوطبه معرفی دشمن است، معرفی شیطان، دشمنان انبیاء، کفار، مشرکان و منافقان و... در روایتی از پیامبر گرامی اسلام(ص) می خوانیم:«الا و ان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه و عرف عدوه فعصاه;آگاه باشید عاقل ترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از اوپیروی کند و دشمنش را نیز بشناسد و آن گاه نافرمانیش کند.» ودر حدیثی دیگر از پیامبر اکرم(ص) آمده است: مردم اگر ده چیز را می شناختند سعادت دنیا و آخرتشان تامین می شد یکی از آنها شناخت ابلیس (دشمن) و یارانش می باشد. امام علی(ع) در نهج البلاغه شناخت دشمن را رمز بینش می داند:«و اعلموا انکم لن تعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه و لن تاخذوا بمیثاق الکتاب حتی تعرفوا الذی نقضه و لن تمسکوا به حتی تعرفوا الذی نبذه...; و بدانید که رشد درنمی یابید مگر که رشد وانهادگان را بشناسید و هرگز به کتاب خدا چنگ نمی زنید،مگر که فروفکننده آن را چنان که باید شناخته باشید.» و خود بخش عظیمی از تلاش خویش را در دوره حکومت به افشاگری چهره دشمنان خود پرداخت

 

معرفی دشمن یکی از اهداف اساسی معصومین(ع)

پس از رحلت پیامبر(ص)، اسلام واقعی از مسیر اولیه اش منحرف و خلافت از خاندان پیامبر اسلام(ص) گرفته شد، از این رو، از همان ابتدا، امامان شیعه تلاش خود را صرف شناسایی چهره دشمان اسلام کردند. حضرت علی، امام حسن، امام حسین و دیگر ائمه(ع) تلاش های زیادی در جهت معرفی دشمن به جامعه مسلمین انجام دادند و مهمترین رمز پیروزی آن ها، بویژه پیروزی نهضت حسینی در این بود که دشمن را به مردم معرفی کرده بودند. بی تردید، مهمترین عامل در پیروزی انقلاب اسلامی ما نیز تأکید حضرت امام(ره) بر شناخت و معرفی دشمنان بوده است و در سایه این شناخت، انقلاب اسلامی به ثمر رسید.

اصلاحات حضرت علی(ع) و شکل گیری مخالفان

قبل از آنکه دیدگاه های علی(ع) را درباره دشمن و دشمن شناسی تبیین نماییم به بررسی عواملی که باعث به وجود آمدن دشمنانی برای آن حضرت در دوره حکومت ایشان شده است،می پردازیم. امیرالمؤمنین(ع) پس از بدست گرفتن حکومت، اقدامات اصلاحی را آغاز کرد که باعث شکل گیری دشمنانی برای آن حضرت شد.عمده کارهای اصلاحی که باعث به وجود آمدن دشمنانی برای علی(ع) شد درسه زمینه بوده است: اداره کشور، حقوق مردم و بیت المال.

اصلاحات در اداره کشور

امیرالمؤمنین(ع) در اداره کشور، والیانی را که عثمان در شهرها گمارده بود، به دلیل ظلم و تعدی، بی کفایتی، عدم لیاقت و شایستگی و ناآگاهی از راه و رسم کشورداری ]که همین ویژگی ها باعث شورش مردم در زمان عثمان شده بود[ برکنار کرد و به جای آنان مردانی دیندار، مدبر ولایق را به کار گماشت.

آن حضرت بر اصل لیاقت و شایستگی در کسب مناصب، تأکید خاص داشت. به عقیده آن حضرت توان، لیاقت و شایستگی افراد در نظام سیاسی مهمترین اصل بر اداره جوامع بشری است.

تأکید حضرت علی(ع) بر این اصل و نیز تلاش در جهت احیای ارزش های الهی موجب تقویت دشمنان وی شد.

دشمن شناسی از دیدگاه مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)

رهبر فرزانه انقلاب در سال 1370 در جمع تعدادی از فرماندهان نیروی مقاومت بسیج فرمودند : دشمنان انواع و اقسامی دارند : دشمن خارجی و دشمن داخلی ، گاهی در درون هم دشمن هست ، دشمن داخلی ، آن چهره نفاق آلود ، را هم باید شناخت .

غیر از شناخت انواع دشمن ، ضروری است اقسام نیرنگ ها و توطئه های دشمنان را نیز بشناسیم . معظم له در این موضوع می فرمایند : باید هوشیار باشید ، دشمن برای ضربه زدن به انقلاب و اسلام ، از یک راه نمی آید ، از راه های مختلف می آید ، باید چشمتان را باز کنید ، متوجه باشید و دشمن را بشناسید ...... هرچیزی که دیدید دشمن روی آن حساسیت نشان می دهد ، شما هم روی آن حساس شوید و بفهمید که دشمن از اینجا می خواهد رخنه کند ( سخنرانی در جمع نیروهای بسیجی 7/9/1369) .

چگونه دشمن را بشناسیم ؟

هر فکر ، ایده ، عقیده ، نظر یا اندیشه ای اگر با افکار و اندیشه های تعداد دیگر در تعارض باشد دارای دشمنانی است که آنان در دو چهره کفر و نفاق ، نمود پیدا می کنند . تعدادی آن ایده را متضاد با افکار خود تلقی می کنند ، از این رو به آن پشت می کنند و از آن روی می گردانند ، عده ای نیز برای نفی آن اندیشه و رسیدن به اهداف خویش ، پیراهن نفاق می پوشند تا به قول خودشان با زیرکی خاصی زمینه دگرگونی در آن اندیشه را فراهم سازند . برای پیدا کردن دشمنان هر اندیشه ای ، اول نیازمند تعریفی صحیح ، جامع و کامل از آن فکر و آرمان و هواداران آنیم تا در عرصه دشمن شناسی ، دوست را دشمن و دشمن را دوست نگیریم ، آنجا که چهره ای با لعاب دو رنگی ، سجاده آب می کشد و یا گه گاه هنگامه عبادتش از او چهره ای عابدتر از مرجع تقلید و هر عارف حقیقت مسلکی می سازد ، تعریف کامل ، اورا به پهنه دشمن می برد و در جایگاه نفاق جای می دهد . دومین مرحله دشمن شناسی ، شناخت ویژگی های دشمنان هر اندیشه ای است .

قبل از پرداختن به این موضوع نیازمند تعریفی صحیح و جامع از دشمن هستیم . صحبت از اندیشه ای صحیح است ما این اندیشه را برخواسته از تفکر اسلام ناب محمدی (ص) می دانیم و هرکس در مقابل این تعریف قرار بگیرد و مسلمان نباشد دشمن شناخته می شود . چون صاحب هر اندیشه ای غیر از اسلام ، تفکر و گرایش خود را حق می پندارد و به همان اندازه برای نفی تفکر اسلامی تلاش می کند . گرچه ضدیت خود تقسیماتی دارد که از قوت و ضعف برخوردار بوده و دشمنی در هر پهنه ای را ، به عنوان زیر مجموعه آن تعریف کلی قرار می دهد . چنانچه اشاره کریم نفاق نیز در زمره این تعریف قرار می گیرد چون منافق ، در باطن به اسلام اعتقادی ندارد و همواره در ستیز با دین و اسلام است ، چون نفاق در این تعریف وارد شد ، تعریف ، جامع افراد گردید و هر انسان به ظاهر مسلمان که سر جنگ با هر اندیشه الهی دارد را در لیست دشمنان آن اندیشه جای داد .

اکنون با توجه به این دو تعریف (اندیشه و دشمن ) برای پیدا کردن دشمنان گامی به پیش نهاده ایم و بر اساس آن و شناختی که از دین و محتوای آن داریم لازم است موضوع را کوتاه تر کرده و ویژگی های دشمنان را برشماریم تا با توجه به آن ویژگی ها دشمن شناسی ما در روندی قرار گیرد که من و ما را در ستیز با دشمنان جدی تر سازد . البته لازم نیست که تمامی ویژگی ها ، در فردی از دشمن جمع باشد چه اینکه گاه فردی ، چهره کفر به خود می گیرد و دیگری با ماسک نفاق پا به عرصه ستیز با دین می گذارد .

 خصوصیات دشمن

شیطان : قلب مانند حصاری است که دشمن دیرینه انسان- شیطان پلید تمام همت خود را برای ورود در آن قرار داده و برای تصرف این حصار و حکومت بر آن سخت می کوشد ، کسی می تواند مانع ورود شیطان به قلب شود که روزنه های نفوذ وی را به این پهنه بشناسد و با بیداری کامل به پاسداری از راه ها و شکاف های نفوذی این دشمن غدار مشغول گردد ، کارهایی که به شیطان اجازه داده که انجام دهد ، یا خود مدعی است که انجام خواهد داد به شرح ذیل است .

الف- وسوسه : حالتی است برای بریدن انسان از حق و اخلاق حمیده و اعمال پسندیده

ب- زینت دادن کارهای بد : چنانکه خداوند در آیه 39 سوره حجرات می فرماید" شیطان گفت : پروردگارا چون من را گمراه ساختی من (کارهای بد را) در زمین نظر آنها زینت می دهم و همگی را گمراه خواهم کرد "

ج- وعده دادن دروغ : شیطان با این کار به دنبال جذب افراد و گمراه کردن آنان است

د- دعوت به کارهای ناپسند : کار دیگر شیطان برای انحراف مردم ، دعوت آنان به فحشا و منکر است

ه- ایجاد فراموشی در انسان : شیطان وسایلی را بر می انگیزد که انسان یاد خدا را فراموش کند

و- ترساندن انسان از فقر : خداوند در آیه 238 سوره بقره می فرماید " شیطان شما را وعده فقر و تهی دستی می دهد "

هوای نفس : در حقیقت دل انسان رزمگاهی است بین نفس و عقل و پیروی از نفس با یک مفهوم ارزشی منفی معرفی می شود و هوای نفس هم یعنی خواسته آن . هوای نفس دل آدمی را می رباید و نمی گذارد دلی برای او باقی بماند تا محلی برای ورود ایمان شود. با توجه به این توضیح عواملی را که باعث ضعف ایمان ، سلب ایمان و یا عدم تحقق ایمان از اصل می شوند را هوای نفس می نامیم . شیطان نیز برای فریب دادن انسان ها از همین کانال هواهای نفسانی نفوذ می کند و آدمی را از انجام کارهای خیر باز می دارد . بنابراین اگر هوای نفس نداشتیم ، شیطان قادر به ایجاد آن در وجود ما نبود . شیطان تضمین کننده خواسته های درونی ماست تا مارا بیشتر به سمت آن خواهش ها بکشاند ، این هوای نفس است که با نشان دادن چراغ سبز به شیطان ، راه ورود او به قلب آدمی را همراه می سازد لذا بدیهی است که ضرر هوای نفس برای آدمی از شیطان بیشتر است ، بی شک ، مبارزه با نفس که خطرناکترین دشمن انسان می باشد، کار بسیار دشواری است و به مجاهده و ریاضت نیاز دارد . قبل از ورود به آن عرصه باید دشمنی نفس برای ما روشن گردد تا آدمی با اطمینان کامل وارد نبرد با این دشمن شود . امیر مومنان علی (ع) می فرماید : همان طور که با دشمن خود جهاد می کنید با هواهای نفس به مبارزه و پیکار برخیزید ( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20 ، صفحه 314) بدان امید که همگی بنده خاص الهی شویم و با شناخت چهره حقیقی دشمنان آدمی و مبارزه با آنان مانع نفوذ آنان در قلوب خود شویم .

کافر: خداوند متعال در آیه 98 سوره بقره خود را دشمن کفار می داند و می فرماید " خداوند دشمن کافران است" کفر در شریعت عبارت است از انکار آن چه خدا معرفت آن را واجب کرده ، از قبیل وحدانیت و عدل خدا و معرفت پیغمبرش و آنچه پیامبر (ص) از ارکان دین آورده است ، هر یکی از اینها را انکار کند ، کافر می باشد (قاموسی قرآن ،  ج 6 صفحه 122)  کافران در زمره دشمنان قرار می گیرند ، دشمنانی که با حقیقت دین ما و ارزش های الهی مخالفند و مومنین را به مسخره می گیرند و با انواع خدعه ها و نیرنگ ها در صدد نفی معنویت جامعه اند و باید نسبت به خطرات آنها هوشیار بود .

برخی از ویژگی های این گروه از دشمنان (کافران ) از دیدگاه قران عبارتند از :

- اینان به آیات پروردگارشان و لقای او کافر شدند (آیه 105 سوره کهف)

- این گروه از دشمنان چون اعتقادی به لقای پروردگار ندارند ، زندگی دنیا را در آخرت مقدم می دارند ، کفر را بر ایمان مقدم می شمارند ( همان ها که زندگی دنیا را بر اخرت ترجیح می دهند( آیه 3 سوره ابراهیم ) 

- کافر کسی است که شدیداً مانع خیر است ، متجاوز است و در شک و تردید حتی دیگران را به تردید می افکند (آیه 25 سوره قاف)

- آنها برای خدا شبیهانی قرار داده اند تا مردم را از راه او منحرف و گمراه سازد (آیه 30 سوره ابراهیم )

البته دشمن خصوصیات دیگری نیز دارند که از حوصله این نوشتار خارج است امیدواریم همه ی ما با بکار بستن دستورات الهی – فرامین گهربار بزرگان دین و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با شناخت کامل از دشمنان و خصوصیات آنها و ایستادگی در مقابلشان باعث سربلندی اسلام عزیز شویم.

دشمن شناسی از دیدگاه مقام معظم رهبری (1)

در سال 1357 مهمترین اتفاق برای ایران و ایرانی اتفاق افتاد. انقلاب اسلامی ایران به ثمر رسید. انقلابی که در ابعاد گوناگون، منشاء پیامدهای بنیادی و شگرفی در سـطـح جهان گردید و علاوه بر آن، به انسان کرامت، به مسلمانان شوکت و به مؤ منان عزّت و عظمت بخشید.

در این میان حرکتی انجام شد که باید روی آن تفکر بیشتری کرد،. آن هم خط بطلان کشیدن بر منافع بیگانگان است. این امر باعث ساخته شدن دشمنانی برای انقلاب اسلامی شد. دشمنان پس از پیروزی انقلاب آرام نشسته و همواره در تولید طرح و نقشه‌هایی جدید در جهت دست درازی به خاک، هویت، فرهنگ و منافع ملت ایران بوده و هستند.

به طور قطع و یقین ازجمله عوامل مهم ناکامی بیگانگان در مقابله با انقلاب اسلامی نگاه نافذ و بصیرت بالای رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران در شناسایی دشمنان و روش های دشمنی آنان با انقلاب اسلامی بوده است . از این رو در این نوشتار در تلاش آنیم هستیم تا دشمن را با کنکاشی در سخنان مقام معظم رهبری شناسایی کنیم.

ضرورت دشمن شناسی

بی شک دشمن شناسی از محوری ترین مباحث در موضوع دفع تهدیدها و دفاع از یک ملت بشمار می آید. چه بسا امتهایی که در طول تاریخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان آگاهی و بصیرت لازم سیاسی و اجتماعی در شناخت توطئه های بیگانگان و اتخاذ مواضع به موقع و صحیح توسط نخبگان و خواص آن جامعه به سرنوشتی هلاکت بار منجر گردیده اند.

امیر مؤمنان علی(ع) در کلام خود دراین باره می فرمایند: «من نام عن عدوه انبهته المکاید. » (کسی که در برابر دشمنش به خواب رود (از او غافل بماند) حیله های (غافلگیرانه دشمن) او را از خواب بیدار می کند)

در همین رابطه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند: «نباید غافل باشیم، ما باید بیدار باشیم و توطئه های آنها را قبل از اینکه با هم جمع بشوند، خنثی کنیم. »

همچنین رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اولین روز سال 86 در مشهد مقدس در این باره می فرمایند: «یک ملت باید دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهیز کند. »

اقسام دشمنان

در یک تقسیم بندی کلی دشمنان ملت بزرگ و انقلابی ایران را در شرایط کنونی می توان به دو بخش دشمنان درونی و بیرونی تقسیم نمود «ما دو دشمن داریم؛ یک دشمن، دشمن درونی است، یک دشمن، دشمن بیرونی است. دشمن درونی خطرناک تر است.»

تشریح ابعاد مختلف دشمن درونی

ازجمله عوامل عقب ماندگی ملت ها که زمینه تسلط بیگانگان را بر منابع مادی و معنوی یک کشور فراهم می سازد، پدیده شوم تنبلی اجتماعی و عدم خودباوری و اعتماد به نفس در یک ملت می باشد که رهبر معظم انقلاب با نگاه نافذ خود از آن بعنوان دشمن درونی ملت بزرگ ایران یاد نموده و می فرمایند: «اگر ملتی این بیماری ها را داشته باشد، این ملت پیشرفتش ممکن نیست، اگر ملتی مردمش تنبل باشند، ناامید باشند، اعتماد به نفس نداشته باشند، با همدیگر پیوند نداشته باشند، به همدیگر بدبین باشند، از آینده ناامید باشند، چنین ملتی پیش نخواهد رفت، اینهامثل موریانه ای که در درون پایه بنا بیفتد، بنا را ویران می کند.»

تشریح ابعاد مختلف دشمن بیرونی و برنامه های آن

رهبر معظم انقلاب دشمن بیرونی ملت ایران را نظام سلطه بین المللی دانسته و جنگ روانی، جنگ اقتصادی و همچنین مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی کشور را ازجمله محورهای مهم برنامه های دشمن بیرونی ارزیابی نمودند «دشمن بیرونی عبارتست از نظام سلطه بین المللی، یعنی همان چیزی که به آن استکبار جهانی می گوییم... امروز مظهر این دشمن عبارتست از شبکه صهیونیسم جهانی و دولت کنونی ایالات متحده آمریکا. »

«امروز دشمنان بیرونی ما هم برای ملت ایران نقشه دارند. ما سیاست های پنج ساله خودمان را تعریف می کنیم، افق چشم انداز بیست ساله را تعریف می کنیم، برای اینکه راه را مشخص کنیم، دشمن ما هم همین طور، او هم برای ما برنامه دارد، او هم سیاستی دارد، باید سیاست او را بشناسیم. من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم: «اول جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. »

تشریح ابعاد مختلف جنگ روانی دشمن

یکی از مهمترین ابعاد جنگ دشمنان بیرونی، بهره گیری از جنگ روانی می باشد که در آن تلاش بر این است که با طراحی قبلی و حتی المقدور بدون بکارگیری از ابزار نظامی به نتایج موفقیت آمیز یک جنگ تمام عیار در عرصه دیپلماسی، سیاسی فرهنگی اجتماعی دست یافت در تعریف جنگ روانی آمده است: «عملیات روانی شامل اقداماتی از پیش تعیین شده برای انتقال اطلاعات و شواهد معین به مخاطبین با هدف تأثیرگذاری بر احساسات، انگیزه ها، اهداف و نیز تأثیر بر رفتار دولت ها، سازمان ها، گروهها و افراد می باشد. »

آنچه می توان از آن بعنوان مهمترین محورهای عملیات روانی دشمن در کلام رهبر معظم انقلاب نام برد عبارتند از:

1- مرعوب کردن مسئولین، شخصیتهای سیاسی و نخبگان کشور

2- تضعیف اراده عمومی مردم.

3- تغییر درک صحیح مردم از واقعیت های موجود جامعه.

4- سلب اعتماد ملت از مسئولین کشور.

5- ترویج شایعه تحریم و فشار اقتصادی بر کشور.

6- ترویج شایعه بکارگیری ابزار خشونت بر علیه ملت ایران.

7- عوض کردن جای متهم و مدعی با ابزار تبلیغاتی و رسانه ای.

8- ترساندن ملت های منطقه از ملت ایران و انقلاب اسلامی.

9- دامن زدن به اختلافات مذهبی، قومی، جناحی، سیاسی و رقابت های صنفی

یکی از ابزارهای مهم دشمن در جنگ روانی ایجاد اختلاف و تشتت آراء در بین یک ملت با بهره گیری از گروهها، شخصیت ها و جریانات سیاسی وابسته به خود می باشد که رهبر معظم انقلاب در کلام خود این دسته از عناصر سیاسی را نصیحت دوستانه نموده و فرمودند: «من به همین مناسبت به عناصر سیاسی داخلی هم دوستانه نصیحت می کنم، مراقب باشند، طوری حرف نزنند، طوری موضعگیری نکنند که به مقاصد دشمن در این جنگ روانی کمک شود. »

به همین مناسبت مقام معظم رهبری در موضوع فناوری هسته ای نیز به عده ای که در داخل کشور همان حرف های دشمن را تکرار می کنند نصیحت کرده و فرمودند: «عده ای می نشینند همان حرف دشمن را تکرار می کنند که: آقا! چه لزومی دارد؟... همانهایی که ملی شدن نفت را که به وسیله دکتر مصدق و مرحوم آیت الله کاشانی انجام گرفت، امروز تمجید می کنند- که آن کار، نسبت به این کار کوچک بود؛ این از او بزرگتر است- همانها امروز نسبت به انرژی هسته ای همان حرفی را می زنند که مخالفین مصدق و کاشانی آن روز می گفتند. »

در این زمینه مواضع برخی جریانات سیاسی داخلی که در واقع با موضع گیری خود بخشی از عملیات روانی دشمن را در داخل کشور کلید می زنند قابل تأمل است که چگونه پس از صدور قطعنامه 1737 شورای امنیت بر علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران برخی احزاب و جریانات سیاسی با اتخاذ مواضع منفعلانه در جهت اهداف جنگ تبلیغاتی و روانی دشمن گام برمی دارند که بعنوان نمونه می توان به بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اشاره نمود که در بخشی از آن آمده است: «دولت نهم با افراطی گری و بی منطقی خود در حوزه سیاست خارجی و پرونده هسته ای، مصالح و منافع یک کشور را در معرض تاراج قرار داده است. »

این درحالی است که در همین ایام روزنامه واشنگتن پست با سرزنش اعضای دائم شورای امنیت می نویسد: «این شورا به جنگ اراده یک ملت رفته است و برگ برنده جمهوری اسلامی ایران در چالش هسته ای با غرب، به میدان آمدن خواست و اراده ملی است، اراده ای که چون متکی بر پشتوانه یک ملت است به هیچ وجه شکستنی نیست. »

 

سلب اعتماد مردم از مسئولین و دولت، خواست دیگر دشمن

از جمله نکات مهم دیگری که رهبر معظم انقلاب از آن بعنوان خواست دشمنان نام بردند تلاش آنان برای سلب اعتماد مردم از مسئولین و دولت می باشد و در این زمینه ضمن حمایت خاص از تلاشهای بی وقفه دولت فرمودند: «اعتماد به مسئولین کشور، اعتماد به دولت، همان چیزی است که دشمنان می خواهند نباشد دشمنان می خواهند مردم به دولت- که مسئولیت اداره امور کشور را دارد- بی اعتماد باشند، سعی کنید این نقشه دشمن را خنثی کنید. من از دولت حمایت می کنم از همه دولتهای بر سرکار و منتخب مردم حمایت کردم، بعد از این هم همین خواهد بود؛ از این دولت هم به طور خاص حمایت می کنم، این حمایت، بی دلیل و بی حساب و کتاب نیست، اولاً جایگاه دولت در نظام جمهوری اسلامی و در نظام سیاسی کشور ما جایگاه بسیار مهمی است، ثانیاً بیشترین مسئولیتها را دولت بر دوش دارد، بعد هم این جهت گیری های دینی و این ارزشگرایی انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد سخت کوشی، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهای استانی، جهت گیری عدالت ورزی مردمی، اینها خیلی قیمت دارد و من قدر این کارها را می دانم، من به خاطر این چیزها از دولت حمایت می کنم.